تبلیغات
رادکلیفی ها
پاتوق رادکلیفی های عزیز

{ ویرایش خواهد شد! }Fixed Post

سه شنبه 22 تیر 1395 01:38 ب.ظ

??????? : پریا

*グーミン* のデコメ絵文字درود خدمت دوستای گلم *グーミン* のデコメ絵文字
グーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字به وبلاگ خودتون یعنی "رادکلیفی ها" خوش اومدیدグーミーズ新着です!(b^ー°)9月19 のデコメ絵文字
*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字اینجا پاتوق طرفداران سری فیلم های هری پاتر بخصوص دنیل رادکلیف هست*゜。・可愛い*゜。・ のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字قول میدم حتی اگر طرفدارش هم نباشید با یکم گشتن توی این وب *グーミン* のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字طرفدار پروپاقرص و دوآتیشه ش میشید و خواهید موندグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字من خودم که عاشق هری پاتر و دنیل هستم *グーミン* のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字پس با من و وبلاگم همراه باشید گلیاグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ のデコメ絵文字این هم از قوانین وبمグーミーズ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字1_ هرگونه کپی برداری ازمطالب این وب دزدی محسوب شده و جزای آن هグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字ک استグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ のデコメ絵文字2_نظر゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字 دادن اجباری ست グーミーズ のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字3_ تبادل لینک تنها با وبلاگهای خیالی و جادویی *グーミン* のデコメ絵文字
*グーミン* のデコメ絵文字4_تبادل لوگو نیز تنها با وبلاگهای خیالی و جادویی*グーミン* のデコメ絵文字
اخبار وب
در گوشه وب قرار گرفت!
اخبار وب

اخبار وب


1_یه قالب موقتی داریم!

2_به زودی با قالب دیو

 و دلبر و کلی خبر از

دنیای جادویی برمیگ
ردیم

3_ببخشید فتوشاتم قاط

زده نمیتونم قالب ب
سازم



???????? : نظرات
???????????: پنجشنبه 21 بهمن 1395 11:42 ق.ظ

روز اسپندارمذگان و بیوگرافی عشق جاودانه *..*

چهارشنبه 4 اسفند 1395 10:59 ب.ظ

??????? : پریا
[http://www.aparat.com/v/wAnch]

{ از دستش ندین ، یکی از بهترین میکسای پاتریه }
درود به همه ی عشقای خودم ، روز خانم ها و روز عشقتون مبارک
امیدوارم همه تون به عشق حقیقی تون ، اگر وجود داره برسید.امروز اومدم به مناسبت روز عشق ایرانی ، بالاخره بیوگرافی کااااااامل دنیل رو بذارم ^.....^ خیلی وقته دارم مطلب جمع میکنم برای این پستکاملترین و با جزئیات ترین بیوگرافی دن رو بهتون تقدیم میکنم^....^ { چقد من امروز مثبت شدم=/ } قبل از اینکه بریم سراغ اصل مطلب میخواسم بگم رفتم صحبت کردم برای همایش دریاچه ها قرار شد سال آینده باشه{ بعد از عید } ، کلی هم استقبال شد ^...^خوب دیگه بریم سر اصل غذیه { دن عزیزم }

تولد
 دنیل جیکوب رادکلیف ، در روز 1 مرداد ماه 1368 ، به عنوان اولین و آخرین فرزند خانه ی رادکلیف ، در بیمارستان ملکه شارلوت انگلستان چشم به جهان گشود. آلن رادکلیف ، پدر دن یک نماینده ی ادبی و مارشا گرشام ، مادر او یک بازیگردان { کسی که حس صحنه را به بازیگر القا می کند } است.

http://www.98movis1.xyz/wp-content/uploads/2015/07/596432-267x400.jpg
اولین بازی
 دن در 5 سالگی شیفته ی بازیگری شد  به کمک مادرش در نسخه ی دوم فیلم مشهور افسانه ی " دیوید کاپرفیلد " در نقش کودکی دیوید ، شخصیت اصلی ایفای نقش کرد. در این فیلم مگی اسمیت ، بایگر نقش پروفسور مک گونگال هم ایفای نقش می کند.این فیلم در شبکه ی BBC پخش شد و مورد استقبال قرار گرفت.

کودکی ، مدرسه ، بزرگترین شانس
دن در مدرسه هم دست از بازی برنداشت و عضو گروه تواتر مدرسه شد.در سن 8 سالگی برای اولین بار کتاب " هری پاتر و سنگ جادو  " را خواند اما چون از ان خوشش نیامد آن را نصفه و نیمه رها کرد وقتی 11 سالش بود به طور اتفاقی با پدرش به یک تواتر رفت و در آنجا دیوید هیمن ، کارگردان هری پاتر را دیدند ، آقای رادکلیف که با هیمن آشنایی داشت پسرش را به هیمن معرفی کرد و او بلافاصله از دن برای شرکت در آزمون بازیگری در نقش هری دعوت کرد. هیمن اغرار میکند که تا پایان اجرا نمیتوانست از زول زدن به او خودداری کند. دن طبق دعوت هیمن به آزمون رفت و نقش هری پاتر را تا ابد ازآن خود کرد. رولینگ بعد از دیدن فیلم آزمون دن گفت که هیمن هری پاتر بهتر از این نمیتونه پیدا کنه! البته دن بلافاصله متوجه نشد که نقش متعلق به خودش است و روزی هنگامی که در خانه مشغول استحمام بود متوجه شد که نقش هری مال خودش است! بعد از این خبر مجبور شد که کتاب ها را بخواند اما پس از خواندن آن یکی از طرفداران سرسختش شد

خیاط پاناما
او در سال 2000  در نقش هری بازی کرد و در سال 2001 هم در فیلم خیاط پاناما در نقش مارک بازی کرد. ولی از انجایی که این فیلم و هری پاتر و سنگ جادو هر دو در سال 2001 منتشر شدند ، دن در این فیلم چندان دیده نشد. البته خودِ دن هم بخاطر صحنه های نامناسب فیلم آن را ندید ، تماشاچیان که جای خود دارنداحتمالا او هرگز ان فیلم را ندید.....

سالهای پرفراز و نشیب پاتری و فیلم های دیگر
از سال 2001 به بعد همه ی جهان دن را به عنوان هری پاتر حقیقی شناختند! دن با اما و روپرت دوستی نزدیکی برقرار کرد ، همچنین با تام فلتون. او تعلق خاطر خاصی نسبت به گری الدمن دارد. { بازیگر سیریوس بلک } او و گروه هرروز فیلمبرداری داشتند و او وقت سرخاراندن نداشت چه برسد به مدرسه =_= برای همین معلم خصوصی گرفت تا به او درس بدهد. اما در میان فیلم دوم و سوم یک سال از دوربین دورماند زیرا پدر و مادرش میخواستند او مثل بقیه ی بچه ها به مدرسه برود و درس بخواند. به همین دلیل از سال 2002 تا 2004 بین این دو فیلم وقفه افتاد.اما در هنگام فیلمبرداری زندانی آزکابان تصمیم قطعی اش درمورد بازیگری را گرفت. سپس در سال 2005 جام آتش را بازی کرد و در همین سال بود که دوره ی دبیرستان را تمام کرد و گفت که نمیخواهد درس بخواند . و در سال 2006 به عنوان اولین بازی بزرگسالش در مجموعه تلوزیونی Extras در نقش خودش بازی کرده و در سال 2007 هم در فیلم پسران دسامبر که یک اثر متفاوت از او بود ، ایفای نقش کرد. جالب است بدانید فیلم پسران دسامبر هم ساخت کمپانی وارنر براز هست و تنها در 6 هفته فیلمبرداری شده.او این فیلم را تنها برای اینکه نقش مکمل باشد بازی کرد.پس از فیلم برداری محفل ققنوس ، در تابستان همان سال در یک فیلم درام به نام جک ، پسر من در شبکه ITV ایفای نقش نمود. در سال 2008 شاهزاده ی دورگه را بازی کرد و در سال 2009 به سراغ یک فیلم متفاوت به نام "سفر" رفت . در سال های 2010 و 2011 هم در قسمت اول و دوم یادگاران مرگ ایفای نقش کرد و پس از آن هری پاتر را بوسید و کنار گذاشت.
b5e007b8704a59c4e8e0d5b783fbf93f
در 9 جولای 2077 اما ، روپرت و دن نقش پاها ، دست ها و چوبدستی های خود را در تواتر چینی گراومن منقش کردند.

پورتره ی دن که توسط استوارت پیرسون رایت کشیده شده بود در گالری پورتره ی ملی بریتانیا قرار گرفت. این نقاش قبلا پورتره ی جی.کی.رولینگ را هم کشیده بود.

در 21 آبان 94 ستاره ای به نام دنیل در پیاده روی مشاهیر هالیوود قرار داده شد
از فیلم های مشهور دن بعد از هری پاتر میتوان به بانوی سیاه { اولین کار او پس از اتمام هری پاتر } ، ویکتور فرانکشتاین ، شاخ ها ، مرد ارتشی سوئیسی و......اشاره نمود.

خانه ی دن در بچگی و نوجوانی
   
اتاق خواب سمت چپ متعلق به پدر و مادرشه و اون هم سالن غذاخوریه
    
آشپزخونه ی مدرن خونه و اتاق نشیمن که فقط برای 3 نفر طراحی شده
    
و این هم اتاق خودِ دن. چقدر ساده زیست بوده بچم = }


نکته ها
1_ دن از هیچ شبکه ی اجتماعی استفاده نمیکنه چون به نظرش اینکه به طور روزانه با چندمیلیون نفر مسائل شخصیتو در میون بذاری واقعا دیوانگیه =_=اون فقط به طور ناشناس از توییتر استفاده میکنه { ندزدنت عشقم }
2_ دن در یک دبیرستان پسرونه به اسم ساسیکس { اسمش تو حلقمه } درس خونده ولی برای امتحان AS اش به مدرسه ی لندن آمد و نمره ی A را گرفت و پس از آن دور درس را خط کشید=____=
3_کتاب مورد علاقه ش توی مجموعه ، زندانیه آزکابانه { اما واتسون هم همینطور } و فیلم مورد علاقه ش توی مجموعه هم محفل ققنوسه و به گفته ی خودش بخاطر اینکه توی این فیلم بیشتر با گری الدمن بازی کرده این فیلم رو بیشتر دوس داره ، با وجود اینکه طرفدارها اکثرا از این فیلم خوششون نمیاد.
4_
او بیس گیتار می نوازد و آن را از گری الدمن آموخته است.{مثل اینکه واقعا فک کرده پدرخونده شه} طرفدار موسیقی پانک راک است و از گروه های مختلفی خوشش می آید. از Sex Pistols گرفته تا Arctic Monkeys و اخیرا هم Hard-Fi، Jack Penate و Kate Nash را گوش می دهد. ولی گروه محبوبش The Hold Steady است.
5_ دن به طور حرفه ای کریکت بازی میکنه و اون رو از تام فلتون و دوس دختر تام یاد گرفته و میگه از اونا ممنونه که اونو ورزشی کردن =_=

خوب دوستان یه فیلم هم از زمانی که دن به ژاپن رفته بود گذاشتم براتون. از اونجایی که من خودم هم اوتاکو ام هم ردکلیفر هم پاتر هد { =/ } به اونایی که اونجا واسادن و دن داره باهاشون ژاپنی حرف میزنه جدا حسودیم میشههههههههههدرضمن آخرشم حتما ببینین ، بیشتر حرصتون میگیره

[http://www.aparat.com/v/PdAJc]


عاشق ترین عاشق هری پاتر ، پریا ایچیزن!



???????? : نظرات
???????????: دوشنبه 9 اسفند 1395 11:24 ب.ظ

تولدها

دوشنبه 25 بهمن 1395 09:39 ب.ظ

??????? : پریا

{ راست میگه ، لامصب تکون نمیخورد }

درود گلیا! دلم براتون تنگ شده بود ^....^امروز یکی از بهترین روزای تحصیلیم بود چون امروز امتحان ریاضی و اجتماعی و عربی داشتیم علومم میپرسید ولی بخاطر بارون سیل آسایی که از دیشب میزنه { ولی الان قطع شده } مدارس کل استان فارس شیفت صبح تعطیل بودن یعنی شانس رو شانس! منم گرفتم تخخخت خوابیدم تا ساعت 3 ظهر آخه پنج شنبه جمعه هم ساعت 7 و 8 بیدار شده بودم....وقتیم پاشدم دیدم کتاب خلا موقت خانم رولینگ که سفارش داده بودم رسیده ، یعنی خوشبختی رو خوشبختیاینقدر از دیشب تا حالا خدا رو شکر کردم که خدا از دستم ذله شده خلا موقت هم کتاب خیلی باحالیه ، خانم رولینگم انگار از اسمایی که بر وزن هری هستن خوشش میاد چون اسم این شخصیتی که اول داستان مرد بری و اسم همسرش مری بود =_= راستی شما چطور ، شما هم تعطیل بودین ، کسی از کهکیلویه و بویر احمد یا استانای دیگه ای که بارون سیل آسا داشتن و تعطیل بودن داریم تو وبراستی ما نمایشگاهمونو برگزار نکردیم چون با اومدن این بارونا دیگه ضایع ست بریم از کم آبی حرف بزنیم = / افتاد واسه بعدا....
خوب از این مسائل که بگذریم میرسیم به مباحث خبری ، اولین خبر = دیشب فرش قرمز جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها 1 بود و ادی ردماین و هانا { فامیلیشو یادم نی=_= } و اما استون و جی.کی.رولینگ در این مراسم شرکت کردن . البته بقیه رو نمیدونماشایدم اونام بودن.....

ادی و هانا در فرش قرمز. چون مال دیشب بود زیاد ازش عکس پیدا نکردم ولی اگر بازم عکس پیدا کردم میذارم براتونهمینو بدونین که اونام بودن
دومین خبرمون خبرِ تولد لی لی اونز ، بهترین مادر دنیاست ، کسی که در 21 سالگیش بخاطر هری خودش رو فدا کرد و بهترین داستان دنیا رو رقم زد اگر لی لی خودش رو سپر بلای هری نمیکرد هیچ یک از این اتفاق ها پیش نمیومد ، ولدمورت برای 13 سال دست از سر مردم بر نمیداشت و بعد از اون ، بعد از دوسه سال توسط هری کشته نمیشد.....اگر لی لی اینکارو نکرده بود ماها بهترین خاطرات دوران کودکی و نوجوانیمونو نداشتیم ، با اینکه هری بدون پدر و مادر بزرگ شد ، همیشه در معرض خطر بود و...و...و.. اما اون در اثر این سختی ها شجاع ترین ، مهربان ترن ، دل رحم ترین ، دل سوز ترین ، وفادارترین و مقاوم ترین پسر روی زمین شد! همین ها باعث شد اون صاحب بهترین دوستهای دنیا و بهترین خانواده ی دنیا { ویزلی ها } بشه ، همین ها باعث شد تشویش ها بخوابه و ولدمورت شکست بخوره! همین ها باعث تمام اون لحظه های خوب و بد ، سخت و آسون ، شیرین و تلخِ زندگیِ هری که هممون باهاش همراه بودیم ، بود که اگر لی لی بخاطر هری نمیمرد به وجود نمیومد و هری تنها یک پسر ساده بود که شاید در زمان حکومت ولدمورت بی خود و بی جهت کشته می شد = / لی لی رو در یک جمله توصیف کنید.


لی لی

چشمای سبز ، باهوش و موهای قرمز!
لی لی هرگز به من اجازه نداد
و اما تولد بعدی ، تولد یک پدر فقیر اما واقعا پدر هست ، پدری که با اینکه نیازمند بود اما با وجود خانواده ش بی نیاز ترین بود....شاید یکی از بچه هاش رو از دست داد و بقیه شون هم آسیب دیدن اما پاپس نکشید و باز هم با تمام قوا جنگید و جنگید برای پیروزی یکی از خونسرد ترین ولی بهترین پدرهای دنیا ، آرتور ویزلی آره هفته پیش تولد آرتور بود ، آرتور رو در یک جمله توصیف کنید.....
تصویر مرتبط

15 ام هم تولد وارویک دیویس بازیگر نقش پروفسور فلیت ویک و اون جن خونگی روانی { گریپهوک }بود با اون قد کوتاه و اون چشمای آبی خوشکلشهمیشه دلم براش میسوخت که قدش اینقد کوتاس......اگر ریونکلایی هستین پروفسور فلیت ویک رو تو یه جمله یا یه کلمه توصیف کنید و یا گریپهوک رو در یک کلمه توصیف کنید

تصویر مرتبط
و دیروز 23 بهمن و 13 فوریه ، روز تولد عجیب ترین و مهربون ترین و رویاپردازترین دختر هاگوارتز بود! دختری که تنها خواسته ش چندتا دوست بود اما همه دیوونه تصورش میکردن ، دختری که یکی از وفادارترین اعضای ارتش دامبلدور بود و تا آخرین لحظه به اون و هری و ارتش وفادار موند.....نمیدونم چرا توی فیلم نشون ندادن اما اونایی که کتاب رو خوندن میدونن!هیچ وقت یادم نمیره ، توی یادگاران مرگِ یک وقتی هری و رون و هرمیون به خونه ی لاوگودها رفتن و هری وقتی پدر لونا رفته بود چایی بیاره یواشکی به اتاق لونا رفت ، لونا اونجا نبود اما نشونه ی وفاداریش و دوستی پایدارش اونجا بود. روی سقف اتاق یک نقاشی از هری و خودش و نویلو رون و هرمیونو جینی بود و یک زنجیر طلایی دورتا دور اونا پیچ و تاب خورده بود و هری یکم که دقت کرد فهمید اون زنجیر درواقع کلمه ی دوستان هس که هزاران بار پشت سر هم نوشته شده.....
لونا رو در یک جمله توصیف کنید گرچند میدونم لونا رو کلمات نمیتونن توصیف کنن
خوب بعد از این همه خاطره بازی و تولد مولد ، ولنتاینتون مبارک ، گرچند خودم اسپندارمذگان رو ترجیح میدم اما امیدوارم همه تون با عشق واقعی تون توی کافه ی خانم پدیفوت لاو بترکونید و اما میرسیم به چن تا تکست طنز درمورد عمو ترامپ


قبول دارید که ترامپ همون برادر فشفشه ی آمبریجه که از همه پنهانش میکرد
نکته برای کسایی که کتابو نخوندن = فشفشه به کسانی میگن که در خانواده ی جادوگرا به دنیا اومدن ولی قادر به جادو کردن نیستن که آرگوس فیلچ ، سرایدار هاگوارتز هم یکی از اونا بود!

ترجمه = { دونالد ترامپ ، لورد ولدمورت را به عنوان رئیس ستاد خودش انتصاب کرد}
نکته = این مال زمان انتخاباته که ستاد انتخاباتی داشت!
راستی بچه ها این قالبمون موقتیه ، دلم میخواد یه قالب از دیو و دابر بذارم ولی از اونجایی که چنین چیزی نیس و خودمم فتوشاپم قاطی کرده وا نمیشه { =_= } نمیتونم شاید به یکی از دوستان گفتم برام درست کنه ، شما هم یه نظری بدید که اول بیوگرافیِ کی رو بذارم
اها راستی دوباره شروع شد ، بارونو میگم اما تعطیل نیسیم
عاشق ترین عاشق هری پاتر ، پریا ایچیزن !



???????? : نظرات
???????????: چهارشنبه 27 بهمن 1395 04:52 ب.ظ

روز جهانی هری پاتر با خبرای خوب و بدش

یکشنبه 10 بهمن 1395 05:10 ب.ظ

??????? : پریا


درود دوستان.
اول از همه مرگ غم انگیز جان هرت ، بازیگر نقش اولیوندر رو به همه ی شما پاترهدهای عزیزم تسلیت میگم و به بقیه ی طرفدارانش و بستگانش....دو روز پیش ، 27 ژانویه ی 2017 ، روز جهانی هری پاتر و روزی بود که هری پاتر سازنده ی چوبدستی محبوبش رو از دست داد. و چه ژانویه ی غم انگیزیه این ژانویه!!! اول که باید بپذیریم آلن عزیزمون ، سوروس اسنیپ تصوراتمون یک سالی میشه که بینمون نیست و بعدش هم که باید مرگ بازیگرِ یکی از خبره ترین چوبدستی سازهای جهان رو شاهد باشیم....بازیگر که نه ، جان خودِ خود اولیوندر بود...با آرزوی آمرزش از سوی یزدان برای آلن و جان عزیز.....
پاترهدهای همیشه در صحنه و وفادار انگلیسی در روز جهانی هری پاتر دور هم در کوچه ی دیاگون و جلوی درب مغازه ی چوبدستی فروشی آقای اولیوندر ایستادند و به احترام ایشون چوبدستی هاشون رو بالا بردن

و اما بعد از این بحث تلخ میرسیم به بحث شیرینِ مراسم روز جهانیِ هری پاتر! در این روز بزرگ بعضی از بازیگرای هری پاتر مثل تام فلتون و متیو لوییس در استدیوی یونیور سال جمع شدند و به همراه فن ها این روز رو جشن گرفتن در حالی که نمیدونستن عصر همون روز اولیوندر این دنیای گسترده فوت میکنه.......

تام فلتون { دراکو مالفوی }، متیو لوییس{ نویل لانگباتم } ، جیسون آیساکس{ لوسیوس مالفوی } و وارویک دیویس { پروفسور فلیت ویک } در این مراسم شرکت کردند. از این به بعد با عکسهای این مراسم همراه باشید.عکسها بعضا متعلق به تام هستن.
نسبت به تمام بازیگرا ، خدایی اینا خیلی کمن ، بقیه کجا بودن پس=________=همه شون پاشونو از هری کشیدن بیرون به خصوص دنیل که کلا از اینکه هری صداش کنن حالش به هم میخوره

شما هم بهش حسودیتون شد یا فقط من باید خودمو اصلاح کنم =/
     
این عکسا مال یه ویدیوئه که اولش تام میگه من تام فلتونم و اینم همکلاسیمه { منظورش نویله } بعد متیو هم میخنده و میگه آره هستم...بعدم درمورد اینکه خوشحالن از اینکه توی اون مراسم هستن و اینکه متیو توی پاترمور توی گریفندور گروه بندی شده و اینجور چیزا صحبت میکنن و در کل طول ویدیو در حال به نمایش گذاشتن کفشاشونن=/// به نظرم چون شکله همِ و یه رنگه....

تام

تام

این هم ویدیو داشت و این دختره پرید بغل تام =_= یعنی کل پاترهدها و فلتونرها بخاطر این ویدیو داشتن حرص میخوردن که چرا 27 ام اونحا نبودن از جمله خودم

خوب بحث روز هری پاتر رو با این عکس حرص درارتر به پایان میرسونیم و میریم سراغ یه خبر دیگه....
بازیگر نقش چوچانگ { اسمشو یادم نیس=_= } هم ظاهرا در راهپیمایی زنان بوده ولی تازه عکسش دراومدهیعنی در اصل من تازه دیدم....گفتم شاید براتون جالب باشه که تو یه روز هم اما هم بونی هم این دختره یه جا بودن ولی همو ندیدن =/// واقعا جالبه....

ترجمه {{ اخراج کردن پسر ، برابری ست }}
بگذریم از تعریف این از برابری =_= همین پست رو هم چون میدونستم اگر الان ننویسم دیگه نمینویسم نوشتم هفته ی دیگه مشخص نیست بیام یا نه چون نمایشگاه داریم و من مدیرشم =______= اصلا حس خوبی نیس که همه چی رو دوش منه هیشکیم مثه آدم کار نمیکنه...معلوم نیست بیوگرافیا بیفته برای کی...شاید جمعه ولی قول نمیدم... البته اگر اتفاق مهمی توی دنیای جادویی افتاد سعی میکنم حتما خودمو برسونم......
دوستون دارم ، مواظب خودتون باشید تا احتمالا بعد از نمایشگاه ما....
عاشق ترین عاشق هری پاتر ، پریا ایچیزن!



???????? : نظرات
???????????: دوشنبه 11 بهمن 1395 07:15 ب.ظ

راهپیمایی بانوان در واشنگتون دی سی

جمعه 8 بهمن 1395 05:51 ب.ظ

??????? : پریا
  
{{ سمت راستی خود گوشیمهخیلی وقت پیش چاپ کردم روش}}
درود به گلیای خودم
بالاخره حوصله م شد بیام این پست رو تکمیل کنم روز یکشنبه ، بک کاوری که میبینید برام رسیدخیلی نازه....همون روز از مقصود {دوستم} یه پوستر قدیمی یا شایدم جلد دفتر بود نمیدونم ولی هری پاتری بود دیگه....با کمال پررویی گذاشتمش تو کیف خودم گفتم برای خودماون بدبختم به یه خیلی پررویی پریا بسنده کرد.....الانم با کمال خرسندی و شادکامی میخوام کتاب آوای فاخته ی خانم رولینگ رو سفارش بدم ... بگذریم ....امتحانا تموم شده و من بالاخره بعد از مدتها یه خبر داغ و جدید دارم براتون...اول اینکه امروز چندمه ژانویه س =_=....نمیدونم...به هر حال 21 ژانویه اما و بونی { هرمیون و جینی } در واشنگتون دی سی و در راهپیمایی { Women's March } شرکت کردن. این خبر خیلی صدا کرد بخصوص درمورد اما. اما با مادرش و بونی با دوستش که نمیدونم اسمش چیه رفته بودن. البته مسلما همو ندیده بودن چون اگر دوست دوران بچگی و نوجوانی شونو میدیدن حتما یه عکسی باهاش داشتن دیگه{منطق من} خوب اینم از عکسا
      
ترجمه پلاکارد دوستش {{ زنان واقعا ، انسان های واقعی هستند }}
پلاکارد خودش رو نتونستم ترجمه کنم چون نصفه افتاده تو عکس معلوم نیس کلمه سوم چیه ولی بقیه ش یعنی شما را____از بدن من

اینم اما و مادرش { فقط ترسم از اینه که اما پیر شد شبیه مادرش بشه }
عکسای اما خیلی زیاد بودن ولی چند تاشو بیشتر نمیذارم وگرنه خودم به باد میرم.....
             

    

   
توی عکس سمت راست داره یه بچه ای که طرفدار هری پاتر هس رو بغل میکنهاین پایینیا هم پلاکارد های پاترهدهایی هس که توی این راهپیمایی بودن.
         

سمت راستی {{  فمنیست ، نه فمینیزی }}
سمت چپی {{ وقتی ولدمورت رئیس جمهور است ، ملت ما نیاز به یک هرمیون دارد }} کنایه از اقای ترامپ و دیدشون به خانمها و هرمیون که وزیر سحر و جادو بود و مدافع حقوق زنان و مدافع نژاد های مختلف !!!

ترجمه ی تکست {{ تو دینِ منی ، تو روش زندگی منی }}
البته از ترجمه ی جمله ی دوم زیاد مطمئن نیستم اما این جمله بیشتر با جمله ی قبل همخوانی داشت. به اون دختره که اما رو بقل کرده حسودیم میشهاز مراسم بانوان که بگذریم میرسیم به دیو و دلبر که این روزا سر خط خبرای واتسونراستبازیگرای دیو و دلبر ، پیام تبریک سال نو برای چینی ها فرستادن. همه ی واتسونرها و هری پاتریست های ایرانی امیدوار بودن که تبریک عید نوروز رو هم به ما بگن ولی من میگم چون توی اسفند فیلم منتشر میشه زیاد نمیشه امیدوار بودشما چی میگید....
        

و اما میرسیم به راهپیمایی پاترهد ها در روز جایگزینی آقای ترامپ به جای اقای اوباما. خدایی پاترهدها همه جا هستنمثل ایرانیا که همه جای دنیا هستن

بالایی {{ ترامپ ولدمورت است و ما هری پاتر هستیم }} کنایه از اینکه ترامپ ما رو به نابودی میکشونه
سمت راستی {{ ما درمورد نورِ دامبلدور صحبت می کنیم }} _ نزدیک ترین جمله_ کنایه از صحبت درمورد پاکی اوباما
سمت چپی {{ اول....مرگ دابی ، الان هم این }} دیگه کنایه نداره! فاجعه ی مرگ دابی رو با فاجعه ی رئیس جمهوریِ ترامپ مقایسه کرده....واقعا هردو فاجعه دردناکه....
خوب دیگه بچه ها گردنم به فنا رفته از بس به مانیتور خیره شدم.
خدایی برای این پست خیلی وقت گذاشتم و زحمت کشیدم ، نظرا پایین 100 تا نباشه لطفاآها راستی پست های هفته ی آینده اگر خبر جدیدی نیاد ، همه شون درمورد زندگی نامه ی عشقای هری پاتریمونههر سوالی که درمورد هرکدومشون دارید بپرسید توی پست خودش جوابتونو میدم
عاشق ترین عاشق هری پاتر ، پریا ایچیزن



???????? : نظرات
???????????: جمعه 8 بهمن 1395 06:13 ب.ظ

سلامـــ

دوشنبه 4 بهمن 1395 05:38 ب.ظ

??????? : Miss Fat£m£h
سلوووم خوشگلا
فاطمه هستمـ 3ساله
طرفدار هری پاترمــــ
معلم دفاع در برابر جادوی
سیاه هستم.عضو می پذیرم
فقط باید:1-اسمتو2-تاریخ تولدتو
به من بدی همینـــ  یه قولیم باید بدید اونم*
اینه که همیشه سر کلاس بیاید من بی شوخی بعد
2بار نیومدن اخراج می کنم حتی شما دوست عزیز:)))
خو می گفتم خواستی عضو شهریه10نظر به این پست
تنبلی ام نکن...چیزی نیست شهریه تنبلا تو کلاسم جایی ندارند8_8
فقط وفقط7نفر پذیرا هستم قوانین»جلسه اول کلاس بهتون می گم
(کامنت های متفرقتونو اینجاگزارید)
لیست جادوآموزران خوجل منــــــ
 نامسن
تینا 12 
  
  
  
  
  
  



???????? : ثبت نام
???????????: جمعه 8 بهمن 1395 12:40 ق.ظ

سالروز مرگ آلن ریکمن:{

سه شنبه 28 دی 1395 05:51 ب.ظ

??????? : پریا


آلن عزیز!
یک سال از خفتنت زیر خرواری از خاک میگذره و من ناباورانه از این ضایعه ی غم انگیز ، دلم برای آن پروفسور اسنیپ اعصاب خورد کن تنگ شده...برای آن موهای همیشه روغن زده ی روی اعصابت....برای تمام آن جریمه های ناعادلانه ای که به هری میدادی....برای اون همه امتیازی که از گریفندور کم میکردی.....برای اون صورت عاشقی که خیلی خوب نقش یه آدم دلسنگو بازی میکرد...برای اون صدای گرمِ دلنشینت که سعی داش سرد باشه.....برای اون روزایی که همه از دستت کفری بودن....
انگار راست میگن که هروقت مردی عزیز میشی ، و تو ، یعنی اسنیپ ، تنها وقتی به چشم ما زیبا آمدی که در صدد مرگ بودی....و چه غم انگیزه این محبوبیت پنهان......
دلم میخواد ایندفعه که کسی ازم پرسید بعد از این همه سال ، هنوز طرفدار اسنیپی
؟
بگم
: همیشه.....

سالروز مرگ آلن ریکمن عزیز ؛ پروفسور اسنیپ ذهنیات همه مون رو بعدا بعد و یه کم دیر به تمام طرفداراش تسلیت میگم

{ جوونیاش } این هم یه سری اطلاعات درمورد آلن عزیزمون....
نام اصلی =آلن سیدنی پاتریک ریکمن
سال های عمر = از 1946 تا 2016 { 69 سال عمر گوهربار }
تاریخ تولد = 21 فوریه
تاریخ وفات=14 ژانویه
علت مرگ=سرطان لوزالمعده
حرفه = بازیگر _ نویسنده _ کارگردان _ دوبلر
سال های فعالیت=1978 تا 2016

 برای اینکه زیاد ناراحتتون نکرده باشم اینو گذاشتم .....
باز هم تسلیت میگم و آرزوی آمرزش دارم برای روح بزرگوارش از سوی یزدان
عاشق ترین عاشق هری پاتر ، پریا ایچیزن!



???????? : نظرات
???????????: سه شنبه 28 دی 1395 07:15 ب.ظ

جواب نظر سنجی

شنبه 25 دی 1395 02:38 ب.ظ

??????? : پریا
به نام یگانه ایزد هستی

درود عشقام
مرسی از 6 نفری که توی نظر سنجیِ پذیرش نویسنده شرکت کردن. بخصوص اون کسی که بهم فهموند خودمم اضافی امنمیگم چرا چون خودم گذاشته بودم جزو گزینه ها...به هر حال مرسی که بهم فهموندیخوب میریم سر اصل مطلب و اینکه تصمیم گرفتم طبق نظر سنجی ، نویسنده بپذیرم. البته کار این نویسنده ها مثل من گذاشتن عکس و خبر نیست، قراره که معلم باشن. یه چیزی تو مایه های معلمای هاگوارتز. اول تصمیم داشتم این کارو توی یه وب دیگه با عنوان هاگوارتز الکترونیک انجام بدم ولی پشیمون شدم....البته یه نویسنده هم میخوایم که واقعا نویسنده باشهیعنی در اصل فن بنویسه! البته این نویسنده فقط باید یک نفر باشه! معلما طبق تعداد درس های هاگوارتز هستن که عبارت اند از =
دفاع در برابر جادوی سیاه              علوم مشنگی               پیش گویی              ریاضیات جادویی
مراقبت از موجودات جادویی          گیاه شناسی                دوئل                       وردهای جادویی
معجون سازی                                تغییر شکل                  نجوم                     
و اگر درس جدیدی داشتید که توی دنیای جادوگرا جایی داشت حتما پیشنهاد بدید. قوانین نویسندگان و دانش آموزا رو هم همین امروز تعیین میکنم.فکر میکنم تغییر جالبی باشه و برای اولین بار توی نت ما همه ی درسهای جادویی رو با هم و در کنار هم تو یه وب هری پاتری داریم.خودمم از این به بعد اخبار و حواشی و عکس ها و فیلم ها رو براتون میذارم. باورکنید دارم نهایت سعیمو میکنم وب براتون جالب تر و سرگرم کننده تر باشه.پس 20 تا نظر برای پست قبلی با اون همه فیلم کافی نیسالبته من نمک نشناس نیستم ، پست حواشی 169 تا نظر داشته...
عاشق ترین عاشق هری پاتر ، پریا ایچیزن!



???????? : نظرات
???????????: سه شنبه 3 اسفند 1395 03:28 ب.ظ

مصاحبه های دنیل

چهارشنبه 22 دی 1395 03:15 ب.ظ

??????? : پریا

{ وای این عکس... }

درود عشقای خودم . امروز امتحان ریاضی داشتم به گمونم خوب دادم، البته امیدوارم.... اومدم یه چندتا مصاحبه از دن بذارم این مصاحبه ها و مسابقه ها عالین ولی بعد از دیدنشون درحالی که کلی خندیده بودم به این نتیجه رسیدم که هعیییییی دل غافل!!!! من از همون اول باید لهجه ی بیریتش یاد میگرفتم جای امریکن....الان احساس بسیار عالی و بسیار مزخرف رو هردوتاشو با هم دارم=_______=تصمیم گرفتم آموزش انگلیسی رو با بیریتیش از سر بگیرمبگذریم....اولین مصاحبه خیلی جالبه^...^ مال بعد از فیلم حفره اسراره و اما و روپرت هم هستن. من عاشق اون دختر اولیه شدم ، به دن پیشنهاد میکنه که دوس دخترش باشه
[http://www.aparat.com/v/oxgQB]
مصاحبه ی دوم معرکه ستاینجا هم یه دختره دیگه با کمال اعتماد بنفس ازش خواستگاری میکنه دن هم میگه منم دوست دارم ، دلشو نمیشکنه....حتما ببینین
[http://www.aparat.com/v/6wibr]
اینیکی معررررررکه ست. چقدر باهاش خندیدم خدایی....بخصوص آخرش که کیفشو زد نبینین از کفتون رفته....با اینکه مصاحبه نیس ولی حیفم اومد نذارم...
[http://www.aparat.com/v/LKuyJ]
اینم میکس چندتا از مصاحبه های جالب و خنده دارش. من سر اون آخری گفتم الآن برنامه رو وداع میگهاولیه هم قدرت فن بیان و نفففففففسشو نشون میده....میگم نفس یعنی نفسا...
[http://www.aparat.com/v/2LleI]
این مسابقه عاااالیه!!! نبینید از دستتون رفته ، گفته باشم. تو این مسابقه باید شانسی آب بریزن رو هم....
[http://www.aparat.com/v/0UFN8]
این ویدیو خیلی باحاله ، خودِ دن ساختتش...اسمشم هس = چطور مثل دن باشیم{از خود راضی} ولی خوب چقدر از دس این پسره حرص میخوره....ناگفته نماند که چقدر بهش فهش میده
[http://www.aparat.com/v/H9xIU]
این مصاحبه رو میخوام به صورت نوشتاری بذارم چون واقعا جالبه.شاید عجیب ترین و بهترین مصاحبه ی دن همین باشه. ازش درمورد اینکه اگر واقعا جادوگر بود چیکار میکرد میپرسن.....خودم هم به عنوان منتقد برای هر سوال و جواب یه نظر نوشتمو چه نظرات گهر باری.....

دنیل، تصور کن فردا موقعیتی پیش می‌آید که یک جادوگر واقعی شوی، یک جادوگر انسان دوست. از قدرتت چگونه استفاده میکنی؟
دوست دارم قدرتی داشته باشم که بگذارم میلیون‌ها ساکن کشورهای جهان سومی دسترسی عادلانه ای به آب آشامیدنی ما داشته باشند. اگر یه جادوگر انسان دوست بودم آب شیرین چشمه ها، چشمه های آب گرم و دریاچه ها رو در جاهایی که به شدت دچار بی آبی هستن جریان می‌دادم. آب زندگیه. اگر متوجه این موضوع نباشیم این ریسک رو می‌کنیم که در جاهایی که همین الان هم از نظر سیاسی متزلزل هستن شاهد جنگ باشیم.

{من = انسان دوست}

اگر قدرتش رو داشتی که چیزی رو در خودت تغییر بدی؟
من از مرگ می‌ترسم. از مرگ وحشت دارم. می‌دونم یه روز میرسه که میاد و در خونه منو میزنه. ولی اگر ممکنه… می‌خوام از نظر غایب باشم! (می‌خندد) پس، دلم می‌خواد اون موقع نامرئی باشم. این جوری بهتر می تونم از زیرش در برم!

{من = تو باید نقش ولدمورتو بازی میکردی} {منظورش از نامرئی و از دس مرگ دررفتن همون شنل نامرئیشه}

و چه کسی رو دچار سرنوشت بدی میکنی؟
انتظار نداشته باشید اسم کسی رو بهتون بگم! نمی‌خوام چوبدستی جادوییم تبدیل به شلاقی علیه خوذم بشه! ولی می‌تونم راجع به مشخصه‌هایی براتون بگم که کلاً اونا رو قبول ندارم. مثلاً با کسایی که به تعهداتشون پایبند نیستن اصلاً کنار نمیام. من از کارهای غلط، خودخواهی و نگرش اونا خیلی متنفرم. جدای از این، فکر کنم به راحتی بتونم به طرف کسایی که این طرف و اون طرف میرن و میگن رابرت پتینسون و من داریم با هم مبارزه می‌کنیم، یه طلسم شلیک کنم! خیلی خوب میشه، ارزشش رو داره!

اگر می‌تونستی به یک حیوان تبدیل بشی…
گرگ میشدم! من عاشق نحوه حرکت این حیوونم! یه حس قدرت به ظاهرش میده اما یه جور شیرینی هم تو چشماش ایجاد میکنه. منم یه خرده آدم سرمایی هستم، اگه یه لایه ضخیم پشم دورم باشه بیشتر کیف میکنم…

{ من = حیوون بهتر گیر نیوردی }

و اگر می‌تونستی به شیء بشی؟
کدو تنبل! ازم نپرس چرا! این چیزیه که فوراً به ذهنم میاد. از سختی سح بیرونیش و شکنندگی داخلش خوشم میاد! و گیاه خیلی قدیمی و مرسومیه. مگه چند تا گیاه داریم که همچین رنگ نارنجی درخشانی داشته باشه؟

{ من = دننننن....تو رو به ریش مرلین! آخه کدوتنبل  O_0  }

و اگر می‌تونستی در قالب یک نهاد بریتانیایی دوباره زندگی کنی…
باشگاه گلف! من عاشق گلف بازی کردن هستم. متأسفانه، هنوز توی ضرباتم دقت لازم رو ندارم. وقتی من پامو میذارم تو زمین چمن… میگن: “پناه بگیرین!"

{ من = نهاد عتیقه تر پیدا نکرده }

اگر می تونستی در ظاهر یک شخص مشهور دوباره متولد بشی؟
بارت سیمپسون! می دونم یه کارتونه! من همیشه طرفدارش بودم.

{ من = مثل من که دوس داشتم میوسا باشم =_= }

اگر می تونستی یک شخصی رو که تحسین میکنی از مرگ به زندگی برگردونی؟
جان لنون! اگر می تونستم خیلی خوب بود! این مرد انقلابی در موسیقی قرن بیستم به وجود آورد. قطعه‌هاش، ترانه‌هاش تا صد سال نواخته میشه. علاوه بر این‌ها، اون مردی با اعتقاد راسخ بود. یه بشردوست واقعی! به نظرم اگر هنوز زنده بود تمام انرژیش رو صرف این میکرد که ترانه‌ها و تصور به یک واقعیت تبدیل بشن! امروزه استعداد اون، حس ریتمی اون و عقاید اون دیده نمیشه.

{ من = خوب اگه زنده میشد که باید میذاشتیش تو موزه ی آثار شکننده بدبختو بس که وسله پینه خورده زنده میشد، میدونی چن ساله مرده }

اگر می‌تونستی خودت رو غیب و در جایی از دنیا ظاهر کنی؟
باهاما. جزیره ای دورافتاده از همه چیز، به دور از تمدن. از اونجا که مشغول بازی هری پاتر بودم، گذر زمان رو حس نکردم. آرزوم اینه که بخش‌های خاصی از زندگیم رو احیا کنم. حس میکنم از روی دوران کودکیم پریدم. شتاب فیلمبرداری هری پاتر اون قدر زیاد بود که متوجه بزرگ شدنم نشدم. در نهایت تنها “آینه” من مجموعه‌ای هست که سالها بهش متصل خواهم بود! عجیبه، نه؟

{ من = هیچوق نسبت به هری لطف نداشتی =_= هری بزرگترین شانس زندگیت بود!!! }

اگر می‌تونستی لحظه ای از زندگیت رو دوباره زنده کنی؟
شاید روزی که نقش اصلی نمایش اکوس رو بهم دادن، نمایشی از پیتر شافر که در سال 1973 نوشته شده. بالاخره می تونستم به کسایی که در من شک داشتن ثابت کنم می تونم به جز یه جادوگر عینکی سوار بر جاروی سحرآمیز نقش های دیگه‌ای هم بازی کنم.

{ من = همین جادوگر عینکی سوار بر جاروی سحرآمیز تو رو به اینجا رسوندگرچند که حس استقلالت رو تحسین میکنم.... }

اگر از طریق لحظه دردناکی از زندگیت کشته بشی؟
وای! سوالت خیلی شخصیه… بالاخره تو منو می‌کشی! (می‌خندد)

{ من = مثل دامبلدور .... چقدر حدس زدم بفهمم لحظه ی دردناکش چی میتونه باشه }

عاشق ترین عاشق هری پاتر ، پریا ایچیزن!




???????? : نظرات
???????????: چهارشنبه 22 دی 1395 11:04 ب.ظ

حاشیه ها /بعد از عمری اومدم/

شنبه 18 دی 1395 04:21 ب.ظ

??????? : پریا


{عاشق این فکتم}
درود عشقولیای خودم
پس از قرنی اومدمخدایی تقصیر من نبود، اولش که حدود یه ماهی به پنلم دسترسی نداشتم بعدشم که امتحانا شروع شدن=_=خلاصه ی مطلب اینکه بالاخره اومدمولی پر از مطلبم،توی تمام این مدت داشتم از اینور اونور براتون خبر و عکس و اینا جمع میکردم که دس پر برگردم^__^امروزم با حواشی بازیگرا اومدم.اول از همه اینکه من واققققققققققعا از دست دن کفری امبا این سلیقه ی گندشدوس دختر جدیدشو میگم ، خیلی زشت و درازه ، بعد دن گفت تو اولین سریالی که باهم بازی کردیم حس کردم دارم توی یه دام گرفتار میشمخدایی دامه...این خیلی زشتتتتتتته ، دن حیفهایناهاش

             

در اوج فجاهتِ اینکه باهم دوستن ، یه سری میگن مهم صیرتهخوب آخه این دراز کجاش به دنیل میخوره که حالا بگیم کاری به قیافه ش نداریمانگار ملخِ خوشحالالبته خودمونیم ، درسته این دختره خیلی درازه ولی دنم خیلی کوتاهه لامصببدبخت تو هری پاتر رشدش متوقف شد.....حالا من میترسم اینم مثه متیو بره از این خواستگاری کنهآره ، متیوجان بالاخره رف قاطی مرغ هامتیو چن روز پیش زیر برج ایفل از دوس دخترش آنجلا جونز خواستگاری کرد اونم نه گذاش نه برداش همونجا قبول کرد حلقه رو کرد دستش=_=این بچه هم حیف شد خداییش......
      
حالا باز به سلیقه متیو ، گرچند اینم چندان چنگی به دل نمیزنه ولی بهتر از انتخاب دنه
و اما چیز جالب دیگه ای که کشف کردم اینکه ، اون نوزادی که توی هری پاترِ یک نقش نوزادی هری رو بازی میکرد، بچگیایه بازیگر نقش آلبوس سوروس، پسر دوم هری توی فیلم هشتمه

پس دقیقا 11 سالش بوده توی یادگاران مرگ ، چون تو فیلم اول 1 سالش بوده ، 10 سالم طول کشیده تا 7 تا فیلم دیگه رو بسازن......برا من جالب بود شما رو نمیدونمو اما از اونجایی که زیاد نمیخوام برم تو حاشیه ی حاشیه ها {} میریم سر کریسمسکریسمستون بعدا بعد مبارکاینم پیام تبریک کریسمس بازیگرای دیو و دلبر از جمله کویین خودمون^___^این ویدیو بودولی بازم نتونسم بذارمگومنه سای

28 دسامبر هم تولد مگی اسمیت بازیگر نقش پروفسور مک گونگال عزیز بودامسال 82 سال از آغاز زندگی مهربان ترین و دلسوزترین ولی پرجذبه ترین مادر دنیا میگذره.....عزیزدلمون با اینکه سرطان داره ولی مثل همیشه شاداب و سرحاله و هنوز موهای خوش حالتشو داره.....
Image result for maggie smith
زیبایی وصف ناپذیرت هنوز هم پابرجاست ، مادر گریفندور ، فقط کمی پخته تر شده ای!
تولدت مبارک مگی اسمیت عزیز، مادر گریفندور ، مادر هری
دیروز هم تولد35 سالگی ادی ردماین ، بازیگر نقش نیوت اسکمندر توی جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها بود. ادی عزیز تولدت مبارک{جمله ی خاصی براش نداشتم ، شاید بشه گفت مدافع حقوق حیوانات}
Image result for eddie redmayne
توی پست های بعدی میخوام براتون کلی پشت صحنه بذارم ، جانوران شگفت انگیزو با کلی تاخیر بذارم و یه چندتا مصاحیه از دن و عکس بچگیای عشقای هری پاتریمون و بحث سر اینکه کدوم زوج بهترن و.....پست دیوونه ها هم از وقتی وبو زدم دارم آماده میکنم ولی هنوز آماده نیسنمیدونم کی آماده میشه....پس تو این هفته همراهم باشید.کلی کار نکرده دارم و کلی حرف نگفته و کلی فیلم نذاشته و کلی عکس نذاشته......راستی فردا امتحان املا و نگارش دارم ولی هیچ غلطی نکردمکیا امتحان دارن ولی هیچی نخوندن ، تو نظرا بگن....راستی به این وبم توی بلاگ اسکای سربزنید برای مسابقه فرهنگی هنری شرکتش دادم kam-95.blogsky.com
عاشق ترین عاشق هری پاتر ، پریا ایچیزن



???????? : نظرات
???????????: شنبه 18 دی 1395 07:06 ب.ظ

میروی....

پنجشنبه 4 آذر 1395 01:16 ب.ظ

??????? : پریا
و باز هم غم رفتن...و باز هم غم اینکه دیگر خبرهایت در جهان نمیپیچد...کسی جز جوآن نمیداند تو باز هم بر روی پرده ی سینما ، روی بیلبوردها و در کتابفروشی ها خواهی رفت یا نه....شاید دیگر باید باور کنیم که هرآغازی پایانی دارد... برخی باورها چه غمی دارند....این غم همان غمی ست که در پایان یادگاران مرگ به سراغمان آمد...آری شاید این غم ما در سوگ بهترین رمان دنیا و بهترین شخصیت دنیاست که گریبانگیر همه مان شده....تنها کورسوی امیدی که میتوان داشت وجود آلبوس در قسمت دوم است...باشد که سبب وجودت شود....میدانم جایگزینت جایت را نمیگیرد....اما دنیای تو تا ابد جاوید است...به امید بازگشتت...
دوستان همونطور که میدونید الآن تقریبا 6 روزه که قسمت اول جانوران شگفت انگیز روی پرده ی سینماهای کشورهای مختلف جهانه و بیننده های بسیار زیادی رو از سراسر دنیا به سمت خودش کشونده. و بازهم دمنتوری های عزیزمون دست بکار شدن و نسخه ی پرده ای فیلم رو برای دانلود گذاشتن. ظاهرا نسخه ی اصلی و بلوری اواخر فروردین منتشر میشه. میتونم شرط ببندم که روز تولد خودم ، یعنی 28 فروردین منتشر میشه من خودمم تازه دارم فیلم رو دان میکنم چون میترسم از فضولی بدون دیدن قسمت آخر جانوران شگفت انگیز ، ناکام از دنیا برم توصیه میکنم شما هم اگر مشتاقین دانلودش کنین....
ولی خوب خدایی هیچی جای هری رو نمیگیره ، من امیدوارم تو فیلم سه ، چهار یا پنجم حداقل هری رو تو یه صحنه هم که شده برای یه نظر ببینیم ، درست مثله مرگ خوارهایی که به خونه ی لاوگود اومده بودن که هری رو دستگیر کنن. اونجا هم اونا فقط یه نظر هری و هرمیون رو دیدن و رون هم زیر شنل هری بود که ندیدنش. حالا ما به همینم اکتفا میکنیم. فقط هری بیادمنتهی ایندفعه رون هم پیدا باشه.....
شما چی میگید میدونم که شما هم دوست دارید برگرده. نظرتونو بگید.
و اما میرسیم به جای غمگین قصه که من وقتی دیشب دیدمش نزدیک بود بزنم زیر گریه. روپرت گرینت چندروز پیش طبق معمول با یه پیرهن نوشته ی مخصوص به خودش ظاهر شد و بی صدا گفت که دلش تنگه. ببینید ما فقط فیلمها و کتابها رو دیدیم و خوندیم ولی اونا نصف زندگیشون درگیر دنیای جادویی بودن بعد وقتی قرار میشه هری پاتر برای همیشه تموم بشه ما افرسدگی میگیریم توقع دارین اونا چی کار کنن....روپرت هم دلش تنگه....یا بهتر بگم ، رونالد هم دلش تنگه.....رون ، باهات احساس همدردی میکنیم


ترجمه متن = من نیازی به درمان ندارم ، من فقط نیاز دارم که برم به هاگوارتز ، کوییدیچ بازی کنم و شرکت کنم در شام کریسمس در سرسرای عمومی.اینه که واقعا بیش از حد میخوامش  {}
Rupert, we did really like being at Hogwarts to see you again as Ron
{ روپرت ، ما هم واقعا دلمون میخواد که دوباره تو رو به عنوان رون در هاگوارتز ببینیم }
الفرد ایناک هم که نقش دین توماس رو در مجموعه ی هری پاتر بازی میکرد هم گفت که {{ به شدت برای دیدن فیلم جانوران شگفت انگیز شگفت زده ست و عاشق دنیای رولینگه }}

تصویر مرتبط         تصویر مرتبط
ایوانا لینچ{ لونا لاوگود } و بونی رایت{ جینی ویزلی } هم ظاهرا در مراسم افتتحایه ی جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها شرکت کردند. { دوتا عکس اولی مال مصاحبه شونه. نتونستم مصاحبه رو بذارم گومن }

  
   بعد از مراسم

خوب دیگه من برم چون انگار امروز کمر بستم به تموم کردن نت=_______= به زودی با فیلم جانوران شگفت انگیز با زبان اصلی برمیگردم و یه مصاحبه از دنیل. خیر سرم این وبو زدم واسه طرفدارای دنیل اونوقت همه ش شده خبرای هری پاتر. مثل اینکه حرف دن درمورد اینکه " هری من رو ول نمیکنه " درست بود....
عاشق ترین عاشق هری پاتر ، پریا ایچیزن!



???????? : نظرات
???????????: پنجشنبه 4 آذر 1395 06:53 ب.ظ

28 آبان نزدیک است

چهارشنبه 5 آبان 1395 03:10 ب.ظ

??????? : پریا
نتیجه تصویری برای جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها  با درود فراوان خدمتتون دوستان گلم^....^
از اونجایی که امتحانات هرروز و هرروز آوارمیشن روسرمون زیاد نمیتونم بیام نت ولی دوسه روزی یه بار میام نظرات رو چک میکنم و اگر تاحالا پست نذاشتم بخاطر کمبود وقت بوده و اینکه موضوع خاصی نداشتم=____=
در اصل من هستم ولی خستم
خوب میرسیم سر موضوع اصلی! همونطور که همه تون میدونید مجموعه فیلم های جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها ، با فیلمنامه ی جی.کی.رولینگ و کارگردانی دیوید یتس ، در دست ساخت بود و قرار بر این بود که این مجموعه ، یک اثر سه قسمتی باشد ولی به دلایل موجهی که ظاهرا فقط خود خانم رولینگ میدانند این سه گانه به پنج گانه ای رمزآلود تبدیل شد و اولین قسمت از پنج قسمت آن در روز 28 آبان ماه 95 اکران میشود!
دیوید یتس که پس از کریس کلمبوس ، آلفونسو کواران و مایم نیوول مسئولیت سنگین و طاقت فرسای ساخت فیلم های هری پاتر را بر عهده گرفت و از آن پس توانست با موفقیت فیلم های "هری پاتر و محفل ققنوس" ، "هری پاتر و شاهزاده دورگه" ، "هری پاتر و یادگاران مرگ یک" و "هری پاتر و یادگاران مرگ دو" را بسازد و برای طرفداران مشتاق به نمایش بگذارد ، مثل اینکه از کار سخت و دشوار در دنیای جادویی خوشش آمده و ول کنه ماجرا نیست که انصافا باید بگویم اگر من هم بودم دست پس نمیکشیدم همانطور که یتس هم  دست پس نکشید و ساخت پنج گانه ی "جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها" را آغاز نمود.
داستان فیلم اول ، داستان زندگی نیوتون{نیوت} آرتمیس فیدو اسکمندر رو به نمایش میگذارد که جانورشناس است و انصافا که شغلش به اسمش می آید چون اسکمندر به معنای سمندرآبی ستاین جانورشناس دارای مدال مرلین درجه ی دو است و در سفرهای بسیارش در طول عمر ، اطلاعات عالی و بی کم و کثری از جانوران جادویی جمع آوری کرده است و.... {طبق داده های رولینگ در مقدمه ی کتاب جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها}
همانطور که در کتاب یادگاران مرگ ، بارها و بارها اشاره شد ، دامبلدور و گریندل والد باهم دوست بودند، یک خبر خوش و امیدوارکننده ، حضور این دو جادوگر بزرگ و قدرتمند در قسمت دوم این پنج گانه تایید شده است....
از دیگر قسمت های این مجموعه ، خبری در دست نداریم مگر اینکه قبل از موعد از رولینگ ذهن جویی کنیمگرچند که فکر کنم ذهن بند خوبی باشد.....به هرحال امیدوارم این 12 روز هرچه زودتر بگذرد و اولین قسمت اکران شود ، اگرچه تا دوبله ی آن به دستمان برسد فرسنگ ها فاصله است
دوستدار همگی تان ، پریا ایچیزن ، عاشق ترین عاشق هری پاتر!



???????? : نظرات
???????????: یکشنبه 16 آبان 1395 03:48 ب.ظ

برگشتم اونم چه برگشتنی!!!!

پنجشنبه 15 مهر 1395 09:41 ب.ظ

??????? : پریا

{ عکس بالایی خودمم ، کپی = هک }
درود به همه ی گلیای خودم.
به دلیل غیبت یک ماهم پوزش میطلبم. فکر کنم توی وب شهرتخیلی ، توی پست چالش ها نوشته بودم که من بخاطر شغل پدرم مجبورم زود به زود محاجرت کنم و برای همین توی اکثر شهرهای ایران دوست و آشنا دارم و الآن هم دلیل غیبتم همین بود. به دلیل ماموریت پدرم ، یک ماه توی یک شهر دیگه زندگی میکردیم. میشه گفت ضرب المثل همه ی جای ایران سرای من است درمورد من صدق میکنه. ببخشید که نتونستم از اونجا هم بیام نت آخه اونجا وای فای نداشتم  ولی یکی دوباری به زور هاتسپات اومدم و دیدم چقدر نظر دادید الآن هم دوباره برگشتیم توی خونه ی خودمون و از این به بعد هستم.
مررررررررسی بابت نظراتتون ، با ششصد و خورده ای نظر ، قسمت نظراتمو ترکونده بودید میام توی وب تک تکتون جبران میکنم و مطالبتون رو میخونم. کلی مطلب و عکس جدید براتون دارم و احتمالا فردا با رمان و هفته ی دیگه با یه فیلم خیلی خیلی جذاب درخدمتتونم.
آها راستی فک کنم خوندید که عکس بالا خودمم ، راستش دقیقا همون روزی که رفتم کتابفروشی خرد و " هری و پاتر و فرزند طلسم شده " رو خریدم ، رفتنمون قطعی شد و نشد عکسشو بذارم و در عوض الآن گذاشتم....
آها راستی من بالاخره توی پاترمور ثبت نام کردم و فردا میخوام تعیین گروه و چوبدستی و پاترونوس م رو انجام بدم. شما هم انجام بدید و نتیجه ها رو توی نظرات بگید ، یه فکرایی دارم که موقعی که همه تون این کارو انجام دادین میگمش ببینم موافقین یا نه.
دوستون دارم
عاشق ترین عاشق هری پاتر ، پریا ایچیزن!



???????? : نظرات
???????????: پنجشنبه 15 مهر 1395 10:40 ب.ظ

ما سر کار بودیم!

پنجشنبه 11 شهریور 1395 09:13 ب.ظ

??????? : پریا
{ کپی از عکس بالا = هک }
با درود فراوان
به گزارش دمنتور ، کمپانی برادران وارنر ، در مصاحبه با سایت Hypable اعلام کرد که هیچ برنامه ای برای ساختن فیلم " هری پاتر و فرزند طلسم شده " ندارد!!!!!!!!
درواقع باید بگم که در رابطه با شایعات ، ما سرِ کار بودیم
البته من هنوز هم اعتقاد دارم که باید منتظر رمان خانم رولینگ باشیم و ببینیم اون چطوریه که مسلما از این فن فیکشن ضعیفی که به عنوانِ کتاب هشتم هری پاتر منتشر کردن صد پله که هیچه هزاران پله بهتر خواهد بود!!! من این رو توی دمنتور هم نقل کردم که شک دارم خانم رولینگ عزیز فقط و فقط به گسترش دادنِ یک فن فیکشنِ ضعیف اکتفا کنن و مسلما داستان رو باید طور دیگه ای بنویسن یا اصلا موضوع رو عوض کنن چون این داستان فقط و فقط بازی با تاریخه و احساسات هری پاتریست ها و با خوندن اون تمام ذهنیاتمون از تک تکِ قسمت های داستانهای هری رو دچار هاله ای از ابهام میکنه! من اولش فکر میکردم آقای جک تورن فقط میخواستند اون سوالاتی که در ذهن ما با این عنوان که {{ اگر این اتفاق نمی افتاد چه}} پاسخ بدهند ولی موضوع اینجاست که نوشتن این داستان فقط و فقط یک سو استفاده ی هنری و بازی با احساسات و عواطف بیننده ست و به هیچ وجه به پای داستان های قبلی نمیرسه و تمامی شخصیت ها دچار دوگانگی بودند و حتی احساسشون نسبت به همدیگه عوض شده بود ، شخصیت هاشون تغییر کرده بود و از همه بدتر نمایشنامه با سرعت سرسام آوری جلو میرفت ، یعنی فقط یک صحنه میگذشت و آلبوس بزرگتر میشد و این اصلا با عقل جور در نمیومد چونکه زبان نویسنده ، زبان حال بود و اینکه یکدفعه و با یک صحنه یک سال بگذره مشخص میکنه که اون نویسنده کتاب های قبلی رو درک نکرده چون خانم رولینگ جز به جزِ حوادث رو مینگاشتند و این یعنی خلق یک اثر هنری! البته سرعتش بخاطر این بودکه نسخه ی تمرینی بود ولی دگرگونیِ شخصیت ها رو نمیتونیم به هیچ وجه منی الوجوح لاپوشونی کنیم! اگر بخوایم این کتاب رو کتاب هشتم هری پاتر بدونیم و اعلام کنیم یعنی فاجعه!!!
به امید اومدن رمان خانم رولینگ و الهام گرفتن از اون برای ساخت فیلم نهم { چون یادگاران مرگ 2 میشد فیلم 8 ام =_______= }



???????? : نظرات
???????????: پنجشنبه 4 آذر 1395 07:09 ب.ظ

مطلب رمز دار : دنیای اجباری _قسمت اول _ فصل اول

چهارشنبه 10 شهریور 1395 02:54 ب.ظ

??????? : پریا
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



???????? : نظرات
???????????: پنجشنبه 11 شهریور 1395 05:58 ب.ظ

معرفی فن فیکشن نوشته ی خودم + اعلام شخصیت

دوشنبه 8 شهریور 1395 01:25 ب.ظ

??????? : پریا


درود دوستان! امروز گذاشتم پشتش دمِ هم پست میذارم
این هم معرفی رمانم!
نام = دنیای اجباری
نویسنده = پریا ایچیزن { ملقب به عاشق ترین ،عاشق هری پاتر! }
ژانر = تخیلی _ طنز
تعداد فصل ها = نامعلوم
تعداد قسمت ها= نامعلوم
خلاصه = اینجا همه یا سنگ میفروشند ، یا سنگ میزنند ، یا سنگ می اندازند ، یا سنگ دل اند ، یا نگاهشان سنگین ، مانده ام با این دل شیشه ای اینجا چه می کنم........
جلد

5 تا شخصیت میپذیرم { اگر بیشتر شدید عیبی نداره! }
برای اعلام شخصیت فرم زیر رو پر کنید!
نام =
نام خانوادگی=
سن=
نام پدر و مادر =
فرزند چندم =
نام خاهر و برادر=
محل زندگی =
چهره =
اخلاقیات=
توجه داشته باشید که داستان توی ایران اتفاق میفته پس باید اطلاعاتی بدید که ایرانی باشه { الکی هم باشه }
خیلی خوب برای اینکه دست خالی نرین یه فن فیکشن هست که طنز و درام قاطی شده و کلا عالیه! توی این داستان جیمز پاتر زنده میمونه و باید با اسنیپ از بچه محافظت کنن!من خودم هنوز وسطاشم ولی خیلی ازش خوشم اومده پیشنهاد میکنم شما هم بخونیدش!
برای دانلود فن فیکشن " میتونی منو بابا صدا کنی "  اینجا کلیک کنید!



???????? : نظرات
???????????: دوشنبه 8 شهریور 1395 02:04 ب.ظ



???????????? : 3 1 2 3