تبلیغات
  رادکلیفی ها - خاطرات هشتگانه ی پاتری ما
پاتوق رادکلیفی های عزیز

خاطرات هشتگانه ی پاتری ما

پنجشنبه 21 مرداد 1395 01:11 ق.ظ

????????? : پریا
اولین باری رو که کتاب هری پاتر و سنگ جادو که اولین کتاب هری پاتر بود رو در دست گرفتید رو یادتونه چه حسی داشتیدمن یادمه ، سه سال پیش ، کتاب فروشی ایران زمین ، دنیال جلد اول میگشتم.....اونموقع فقط آوازه ی هری به گوشم خورده بود اما چیزی درمورد این جادوگر که خودشو توی دل همه ی جهان جا کرده نداشتم اما بعد از 11 روز که در شرف رسیدن به 11 سالگی بودم ، کتاب سال اول درسی هری و 11 سالگیش رو تموم کردم......اولین باری که نشستید و شروع به خوندن هری کردید رو به یاد دارید خوب به یاد میارم که روی تخت نشسته بودم و با چشمهای جستجوگرم ناظر گذر یک روز عجیب برای دورسلی ها و پس از اون شبی سرنوشت ساز برای هری بودم ، که البته چه سرنوشتی هم شد......بگذریم ، هری برای همه مون خیلی خاطره ها ساخته ، دوستاش هم همینطور! همه مون با خنگ بازیای رون خندیدیم ، از لجبازیاش با هرمیون ، از ادای علامه ی دهر درآوردن هرمیون به سطوح اومدیم ، از کتاب خوندنای زیادیش که گاهی مفید واقع میشد ، از خودبزرگ بینی دراکو اعصابمون خراب شده ، از دست خودشو باباشو اون نیش و کنایه و طعنه هاش حرص خوردیم ، از دست و پا چلفتی بودن نِویل خندیدیم و دلمون واسش سوخته ،از شیطنت های زیرکانه و حرص دادنای فرد و جرج شاد شدیم و به خودمون امید دادیم ، از عجیب بودن طرز تفکر و رفتار لونا لذت بردیم ، از سوختنا و بدشانسیای فینیگان خندیدیم ، تا میخورده به ولدمورت فحش دادیم { البته ببخشیدولی خوب دادیم! } ، توی لحظه ی های حراس انگیز و هول آور به همراه هری ترس تمام وجودمونو فرا گرفته و .....میدونم.....ولی دیگه اون حس و حال خوش خوندن کتابها و دیدن فیلم های هری پاتر تموم شد!!!! گرچند دنیای جادویی رولینگ هنوز هم ادامه داره اما هری برای ما یه چیز دیگه بود!
خوب دوستان چند تا چالش پاتری دارم براتون
اول اینکه از کدوم یکی از دیالوگ ها { برای هر شخصیتی } خوشتون میومد من از اونی که ولدمورت به قول رولینگ با یک لحن خاص زمزمه ای شیطانی میکرد "
هـــــری پاتــــــر "
دوم = از چند سالگی با هری آشنا شدید من خودم 10 سال و نیمگی
سوم= شما هم منتظر جغد هاگوارتز بودین یا فقط من توهم داشتم
چهارم= به نظرتون شخصیتتون به کدوم یکی از شخصیت های هری پاتر نزدیک تره به نظر خودم من به هرماینی { همون هرمیون خودمون } شبیه ترم از نظر اخلاق و رفتار! صداش رو هم بدجوری عالی و شبیه به خودش در میارم
پنجم= اگر امکان این رو داشتید که نقش هرکدوم از شخصیت های هری پاتر { دختر یا پسر فرقی نداره } رو توی مجموعه فیلم هاش بازی میکردین دوست داشتین نقش کی رو بازی کنید من بازم هرمیون
شش = بهترین خاطره تون از مجموعه کتاب ها و فیلم هاش چی بوده من تک تک اون لحظاتی که به خوندن کتابها یا تماشای فیلمهاش نشسته بودم برام خاطره ست و بهترین و جالب ترین خاطره م روز تولد یازده سالگیمه که تا آخرشب هم منتظر جغد موندمو یا شاید خواب های عجیبی که بعد از اتمام کتاب و فیلم هشتم هرشب بلا استثنا میدیدم و چقدر خنده دار بود و یکیشون هم که توی پست " فرزند طلسم شده منتشر شد! " براتون تعریف کردم تقریبا تعبیر شد! من خواب دیده بودم ولدمورت با "پسر عموش" میخواد برگرده هری رو بکشه ولی توی فرزند طلسم شده "دخترش" میخواست هری رو بکشه و پدرش رو برگردونه! کم کم دارم به این پی میبرم که خواب هام کم و بیش درست درمیاد! آخه هم دختر داییم هم یکی از دخترخاله هامو من خواب دیدم که دخترن و بعد معلوم شد واقعا دخترن! خواب های دیگه ای هم دیدم که عیییییین حقیقت بوده ولی شخصیه......پارسال خواب دیدم مراسم عقد رایا و تزوکاست ، چند روز بعدش بدون اینکه از خواب من چیزی بدونه خودش رمانش رسید به قسمت عروسیشون......یعنی تا این حد.....حالا خودمو چشم نکنم.....
وای یا خدا ساعت 3 و 16 دقیقه ی نصفه شبه بیخیال سریع من این کتابی که برای دانلود آوردم براتون رو بذارم برم دیگه......این شما و این مقاله ی " هری پاتر یک قصه ی پریان مدرن!!! " نوشته ی آقای میلاد معصوم علیزاده......
_ هری پاتر _ یک قصه ی پریان مدرن _
این مقاله به شباهتهای هری پاتر و ارباب حلقه ها میپردازه و به نظر من خیلی جالب بود چون از خیلی جوانب به هم شباهت داشتن و من متعجب بودم که چرا تا حالا بهش توجه نکرده بودم....بگذریم....
عاشق ترین عاشق هری پاتر ، پریا ایچیزن!



?????? ??? ??? ??????? : نظرات
????? ??????: پنجشنبه 21 مرداد 1395  02:57 ب.ظ